close
خرید vpn

اس ام اس های عاشقانه و زیبا با موضوع پاییز مهر 92

    چراغ سبز نیست، یک لحظه بِ ایست، گوش هایت را ببند و با چشم هایت گوش کن، “صدایِ من سکوت است” وقتی که نیستی، هیچ کس نیست… لبانم را لبخندی…

دلنوشته،کپشن | lifesms.ir
جدیدترین پست هاNEW!
  1. من عاشق هنر بودم...
    ارسالی سه شنبه 16 آذر 1395
  2. چگونه اینقدر بی منی؟
    ارسالی سه شنبه 16 آذر 1395
  3. در قفس سکوت نشانده ام...
    ارسالی دوشنبه 15 آذر 1395
  4. شهری که تو را ندارد...
    ارسالی دوشنبه 15 آذر 1395
  5. زندگی می‌گفت...
    ارسالی یکشنبه 14 آذر 1395
  6. آرزو کُنمت...
    ارسالی یکشنبه 14 آذر 1395
  7. شب گهواره‌ای ‌ست...
    ارسالی شنبه 13 آذر 1395
  8. دستهایت بیماری سختی بود...
    ارسالی شنبه 13 آذر 1395
  9. شمال یا جنوب؟
    ارسالی جمعه 12 آذر 1395
  10. جهان را...
    ارسالی جمعه 12 آذر 1395
×
اطلاعیه سایتی نو و متفاوت...
تبلیغات

http://up.lifesms.ir/up/lifesms/mehr-92/paeiz-love.jpg

 

 

چراغ سبز نیست،
یک لحظه بِ ایست،
گوش هایت را ببند و با چشم هایت گوش کن،
“صدایِ من سکوت است”
وقتی که نیستی، هیچ کس نیست…
لبانم را لبخندی نیست و پایانِ شب هایم را سـحری.
بال نیست، پـَر نیست، مــِـهــر نیست…
نبودنـَت مثالِ سالِ بی پاییزیست… که دیگر
نبایـَدَم زیست.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

این روزها
اضطراب
دل‌خوش است
از حضور پاییز نگران

این روزها
دلهره پاورچین پاورچین
می‌خواهد نزدیک شود
به دل بی‌قرار

این روزها
صنوبر پیر
آرام می‌لرزد
و به ترس
زمزمه‌ی ورد خاموش می‌کند
از حضور نیامده‌ی پاییز

و تو نیستی
تا اجاق امید
گرم شود از حضور تو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
دلم به درد زرد نشسته است
می‌دانی چرا؟
چونکه پاییز در راه است

دلم به رنج بی‌قرار
آشفته است
می‌دانی چرا؟
چونکه پاییز سراسیمه‌ی آمدن است

دلم به آه
بهانه‌جوی تو گشته است
می‌دانی چرا؟
چونکه پاییز نهیب غم می‌زند
عاطفه را به گاه حضور
در نبود تو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز
رخصت جدال عقل و احساس است
به زیر ابر غم

پاییز
تهی‌گاه حضور است
تو را
به اندام آرزو

پاییز
گستره‌ی دلتنگی من است
در غیاب تلخ تو
و پیچیده در گردباد خیال
به آرزوی دیرین یکی شدن
با تو یگانه‌ی مهر
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز
هم تلخ است
هم شیرین

تلخ است
از نبود تو
و شیرین
از یاد پیوسته‌ی تو
در استمرار به هم پیچیده‌ی زمان
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
میدانی؟
پاییز هم غم‌انگیز است
هم بهار احساس من

میدانی؟
پاییز هم برگ‌ریز اضطراب است
هم شعله‌ی اشتیاق من
در آرزوی تو

میدانی؟
پاییز هم فصل رهایی قیود در بند است
هم شکوفایی تمنای من
برای آغوش تو
به سینه‌ی گرم

ای ناخفته به زیر باران
به سیب گاز نخورده‌ی اندام
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اینجا
صحبت از پاییز است
به دهلیز سرد
وقتی تو نیستی

اینجا
پاییز به باران
باد
و ریزش آرزو
می‌کند بازی
وقتی تو نیستی

اینجا
پاییز به خلوت
سخن یأس دارد
به گوش انتظار
در صفحه‌ی ساعت
وقتی تو نیستی

لیک یاد تو
طغیان بهار است
برای من
در فوران احساس
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
من و پاییز
سال‌هاست
پیچیده‌ایم بهم

من و پاییز
از زادگاه غرش طوفان
سال‌هاست
هم‌بستر عشقیم با هم

من و پاییز
از آستین کوتاه روز
و به عشوه‌های دراز شب
سال‌هاست
زمزمه‌ی آرزو می‌خوانیم
برای هم

من و پاییز
سال‌هاست
سال‌ها
که به پندار
آمیخته‌ایم با هم
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بی‌تو
همیشه پاییز است
چه پاییز باشد
چه نباشد

بی‌تو
بید
همیشه مجنون است
چه پاییز باشد
چه نباشد

بی‌تو
آتش
شعله‌ور خاموش است
در کنج تمنای بی‌مثال
چه پاییز باشد
چه نباشد

که تو پاییز بی‌مثال منی
در آینه‌ی بی‌تصویر جدایی
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
من سبز خواهم بود
در پاییز زرد
چونکه بهار من تویی
به یادگار فصل

سبز خواهم بود
از شکوفه‌ی تو
مانده در ریشه‌ی عطوفت بی‌مثال
به زیر برگ‌ریز خزان

چنان سبز
که شود چنار کهن
شرمسار از وجود
در خشکی بی‌آرزوی تو

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بانوی سبز من
تویی
در رهایی برگ شوریده
برای رسیدن
به آغوش خیال

بانوی سبز من تویی
غنچه باز کرده
شکفته
و رخ‌نما در رنگ رنگ پاییز

آری
تویی بانوی سبز من
در گسست بی‌گزیر سقوط
از اندام درخت
و در فراموشی سرد فردای در راه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
نترس
پاییز انتهای راه نیست
آغاز دلتنگی است
دلتنگی تو
تا به وصل
یکی شوم با تو
به مؤعد دیدار

نترس
ابر سیاه پاییز
سرشک تو دارد به یاد
برای قدم زدن به زیر باران

نترس
پاییز آغاز تلاش است
حضور است
و نقش رنگ یاد تو
به مژده‌ی دیدار

ای بهترین یادگار فصول بی‌تو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز که می‌آید
پرنده‌ی احساس من
پرواز می‌کند
به بسوی تو

پاییز که می‌آید
هجرت احساس
آغاز می‌شود
بسوی سرزمین بی‌تو

پاییز که می‌آید
من می‌مانم و
خلوت و
تمنای آغوش تو
به زیر سیلاب ابر سیاه
در کوره راه تنهایی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

تنها ۱۰ گام مانده
به فصل رنگ‌رنگ پاییز

تنها ۱۰ گام مانده
به ریزش برگ اشتیاق
برای سقوط در آغوش تو

تنها ۱۰ گام مانده
به گسست بی‌وقفه‌ی انتظار
برای رسیدن
به زیر چتر هم‌آوا

تنها ۱۰ گام مانده
۱۰ گام
به پیوند احساس و
خیال و
آرزوی وصل تو
در بستر زرد بی‌همراه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
دهلیز راه
ناغافل
به پیچ قریب پاییز رسیده است

دهلیز راه
به اصرار
شکوفه‌ریز تمنای پاییز شده است
در دوری تو

دهلیز راه
به آه پاییز
شمارشگر نفس خواهش است
در تمنای تو
در گریز از راه بی‌همراه تو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
داستان عجیبی است
قصه‌ی پاییز

داستان عجیبی
که تنها تو را
می‌رویاند
میان نقوش زرد

داستانی
به حیرت و
باد و
باران و
دلتنگی‌های تو

داستانی از جنس
عشق گمشده
در سیلاب آرزو و خیال
که تنها تویی
التیام درد آن
به گاه دوری
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بیا بی‌پاییز
پاییزی شویم
برای ابد

بیا بی‌پاییز
قدم زنیم
به روی برگ خاطره

بیا بی‌پاییز
باد شویم
در گستره‌ی بی‌همراه عشق
و در آمال یکی شدن جادوی آرزوی

بیا بی‌پاییز
همچو باران
ریزش کنیم
میان سرزمین خشک جدایی
در فتح خیال

بیا، بیا، بیا
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
من سال‌هاست
بی‌پاییز
نشسته‌ام به اندوه زرد

از آن زمان
که ریشه‌ی تو
چنبره زد به آه قلب من

از آن زمان
که شمیم آشنایی
دمیده شد
به خانه‌ی دلم

از آن زمان
که خیال تو
تصویرگر آرزو شد
به گردی ساعت

آری
من سال‌هاست
بی‌پاییز
نشسته‌ام به اندوه زرد
سال‌هاست
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
کجایی؟
پاییز
در راه است

کجایی؟
پاییز
به جنون زرد
فرش‌پوش زمین خواهد شد
به گاه سرد

کجایی؟
پاییز
در رقص برگ رها
به مستی
آرشه خواهد کشید
در طنین جدایی

کجایی؟
کجا؟
ای بهترین خاطره
در فصل جدایی
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز خیال است
خیال تو
در دوری و
ملال و
رنج و
آرزو

پاییز
تنگنای یاد توست
در باریکه ی رؤیا
به وقت آه

پاییز
فصل آرزوی وصل است
تو را به گاه یادهای پی‌درپی
به تمنای دریافت
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز
فصل ای کاش است

ای کاش بودی
ای کاش جدایی نبود
ای کاش حضورت همیشگی بود
ای کاش آغوش، مهمان‌نواز تو بود
ای کاش سینه‌ی گرم، خانه‌ی من بود
ای کاش …

پاییز
فصل ای کاش است

فصل آرزوهای دست نیافته است
به خیال تو
فصل نومیدی قاصدک است
در آمدن تو
فصل بی‌طاقت احساس است
در یاد تو

آری
پاییز
فصل ای کاش است
در نبود تو
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
من پاییزنشین توأم
در برگ‌ریز خزان

من پاییزنشین احساس توأم
در فصل بی‌قرار دل
به گام زرد برگ

من پاییزنشین تمنای بی‌قرار توأم
میان جادوی رنگ‌رنگ اضطراب
به حوصله‌ی تنگ
و آرزوی حضور تو
به اشتیاق تشنه‌ی آغوش
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
من
تو
و این همه دلتنگی
میدانی چه غوغایی است؟
آنهم در آغاز پاییز

من
تو
و این همه بی‌تویی
میدانی چه دردی است؟
آنهم در آغاز پاییز

من
تو
و این همه بلوای دوری
میدانی چه سخت است؟
آنهم در آغاز پاییز

آری
من دچار بی‌تو شده است
بی‌تو
آنهم در آغاز پاییز

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 امیدوارم با آمدن پاییز هر یک برگ که میافته یک دونه از غمهای دلت کم بشه
 و دیگه هیچوقت ناراحت نباشی . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 وقتی میرفتی بهار بود ..تابستون نیومدی ..پاییز شد …
 پاییز که نیومدی پاییز ماند ..زمستان که نیای ..باز پاییز میماند
 تروخدا فصل ها رو به هم نریز و زودتر بیا !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمی دانم
 اینجا شده پاییز ، آنجا را نمی دانم
 اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 زرد است که لبریز حقایق شده است / تلخ است که با درد موافق شده است
 شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی / پاییز بهاری است که عاشق شده است . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 برای من که دلم چون غروب پاییز است /  صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 این هوا ، هوای دلگیریست ، فصل قلبم پاییزیست!
 آسمان قلبم ابری است ، دلم گرفته ، این چه دردیست ؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 بیا ای همنشین سرد پاییز / به آواهای شب هایم درآمیز
 بیا ای رنگ مهتاب بلورین / تو شعری تازه در من برانگیز . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می روی
 برگ درختان انتظارمی کشند زود تر از دیگری  پاهایت را بوسه بزنند . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 غمگین تر از پاییز ، زمستونه که بهار ندیده ، اما غمگین تر از او منم که تو را ندیدم . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 آنان که پاییز را دوست ندارند نمیدونند که پاییز همون بهاریست که عاشق شده
 پاییزتیم !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 پاییز می آید ، زمانی که خاطرات شیرین گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم
 پاییز همچون بهار دل انگیز می شود ، بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر
 شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی
 گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . .

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون
 ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت
 یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم
 بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون
 میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بیا ای همنشین سرد پاییز
 به آواهای شب هایم درآمیز
بیا ای رنگ مهتاب بلورین
 تو شعری تازه در من برانگیز

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

پاییز غریب و بی رحم
 اون همه برگ مگه کم بود ؟
گل من رو چرا چیدی
 گل من دنیای من بود
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می روی
برگ درختان انتظارمی کشند
زود تر از دیگری  پاهایت را بوسه بزنند
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز می آید
 زمانی که خاطرات شیرین
 گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم
پاییز همچون بهار دل انگیز می شود
 بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر
شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی
 به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من
 به که گویم که تو باران زمستان منی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

پاییز شده و خرمالوهای لبانت گل انداخته ؛ مرا به نوبرانه ای گس مهمان کن !
پائیز مبارک …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تمام آنچه که از زندگی می خواهم :
یک غروب پنجشنبه پاییزی ست با پنجره ای رو به درختها و کلاغها و هوای ملس و مرموز مهر با یک فنجان چای تازه دم و یک برش بزرگ از کیک خانگی مادرم با موسیقی دلبخواهی و خیالی که از بابت تو سخت راحت است !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز تابناک آه ای شروع پاک
هر نم نمت نشست بر دوش نرم خاک
وقتی که دست تو آرامش من است
چشمان آسمان از عشق روشن است
من از تو عاشقم من فصل بی بهار
یک عمر در تو هست پاییزی ام ببار
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
من و یک پاییز و یک مهر در جاده ای پر پیچ و خم از برگ های نم پاییزی ، کمی مه و کمی بوی آتش
چه لذتی داشت اگر تو هم کنارم بودی …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چشم به راه توام پاییز ، از بهار و تابستان گرم نشد آبی …
بیا پاییز جادوگر ! طلایی کن سبزینه برگ های درخت آرزوهارا …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مثل همیشه مرا کاشت و رفت
این بار آمدنش یک سال طول کشید
پاییز آمد ، حسابى میوه داده بودم
حالا هر سال پاییز مى آید ، دلتنگى هایم را مى چیند و مى رود …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز منم که هر روز چهره ی زردم را با سیلی دروغهایت سرخ می کنم تا هرگز نفهمی آنکه بهار سبزم را به خزان نشاند تو بودی …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
برگ بر روی درخت نیست که نیست
مرغک دل به هوا پر زد و رفت
روی شاخک های این بید کهن
قُمری من به کجا پر زد و رفت ؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز دلگیر نیست ، دلم گیرِ پاییز است …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
کاش چشمانم را می بستم و اول زمستان باز میکردم !
امسال بی تو تحمل نبودنت را در پاییز ندارم …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
“پاییز با چمدانی از خاطره نزدیک است”
من و پاییز سالهاست پیچیده‌ایم به هم …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
از دم سرد خزان برگی که می افتد به خاک
از جهان بی برگ رفتن یاد می آید مرا …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
غم انگیز است پاییز و غم انگیزتر وقتی تو باشی و من برگها را با خیالت تنها قدم بزنم …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
این مهر که از راه رسد دیگر تو را دست باد نمی سپارم ، به قاصدک ها اعتباری نیست !
این مهر که بیاید دیگر حتی تو را با روزهای اول مدرسه هم معاوضه نخواهم کرد ، نه برگها و نه باران !
این مهر که بیاید تو را در دلم ، جانم و همه ی شعرهایم جا میدهم …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چکه چکه ابری از برگ می بارد تا که درخت دل سبک کند و به خواب رود در امتدادی از زمستان …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
حرف تازه ای ندارم فقط خزان در راه است …
کلاه بگذار سر خاطراتی که یخ زده اند شاید یادت بیفتد جیب هایت را وقتی دست هایم مهمانشان بودند !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
کاش میشد به جای ساعت فصل ها را عقب کشید ؛ آنوقت دوباره تابستان میشد و من برای تو گوشواره های گیلاس می چیدم …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تنهایی نام دیگر پاییز است
هرچه عمیق تر برگ ریزان خاطره هایت بیشتر …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
من دوست دارم
تو را
پاییز را
قهوه را
سیگار را
اکنون کنارم هست پاییز ، قهوه ، سیگار
اما تو …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز مرا عاشق می کند ، باران عاشق تر
حالا تو بگو این باران پاییزی با من چه می کند ؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
فراموشی می آید مانند همین پاییز با ابرهای سهمگینش …
دیروز برگ خشکی دیدم که نمی دانست از کدام شاخه جدا شده !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بوی پاییز میدهد تابستان این روزها ؛ گویا که شهریور عاشق شده است !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
به یاد رسم دلتنگی به یاد لحظه هایم باش
در این پاییز تنهایی تو تنها آشنایم باش
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز پنجره ای ست که از اتاق من به هوای تو باز میشود …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
تابستان رخت سفر بر تن کرده و پاییز با تمام عاشقانه هایش در راه آمدن …
اما کسی هنوز اینجا درگیر کشف فصل آمدن توست !
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
شهریور هم در حال رفتن است ، قلب من اما هنوز تیر نبودنش را می کشد …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
همره باد سرد پاییزی
سرنوشت من و تو گشته جدا
رهسپاری عشق من اکنون
می سپارم تو را به دست خدا
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بوی پاییز از وجود من کوچ نکرده است !
پنجره را که باز می کنم برگ های سبز درخت های بهار به من اخم می کنند …
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چه کرده ای که زمستان ، بهار و تابستان همیشه بوی تو را می دهد ای پاییز ؟؟؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پاییز را دوست دارم چون معافم می کند از پنهان کردن دردی که در صدایم می پیچد ، اشکی که در نگاهم می چرخد …
آخر هم خیال می کنند که سرما خورده ام !

 

01 / 07 / 1392 855 بازدید
درحال تکمیل +