close
تبلیغات در اینترنت
متن های بسیار زیبا در مورد پدر و مادر
عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر
نویسنده:
تاریخ: 20 / 07 / 1391
دسته:
بازدید: 102578
متن های بسیار زیبا در مورد پدر و مادر

 

 

چین‌ های روی صورتت اثرات پیری نیست ، جای خالی‌ نوازش دست های من است . . .
مادرم !

---------------------------------------------------

دست . . .
همیشه به معنای آغوش نیست ، گاهی ؛ فقط امنیت است . . .
فقط !!
مثل « دست پدر »

---------------------------------------------------

میدونی بزرگترین درد دنیا چیه ؟
اونی که تا دیروز دردمون درد هات بوده
اگه تنها بمونه درد میکشه
اون یه نفر ” مادره ”
تو رو خدا مواظبش باشین . . .

---------------------------------------------------

مادر یعنی : معرفت ، گذشت ، محبت . . .
یعنی هر چه سخت باشد روزهایت ، من هستم خیالت تخت . . .

---------------------------------------------------

دلتنگ حضورت هستم ” پدر ” ، اى کاش تصویرت نفس میکشید . . .
” تقدیم به همه ى پدرهایى که در بین ما نیستندُ ما گرمیه دستاشونُ کم داریم ”

---------------------------------------------------

همین الان که این مطلب رو خوندی بدون دلیل این کارو انجام بده :
۱ – اگه مادرت پیشته بوسش کن
۲ – اگه پیشت نیست زنگ بزن حالشو بپرس و بوسش کن
۳ – اگه قهری آشتی کن
۴ – اگه از دستت ناراحته ، دلشو به دست بیار
۵ – اگه در قید حیات نیست عکسشو ببوس ، بغض نکن . . .

---------------------------------------------------

تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . .
اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند و با وجود همه مشکلات ، به تو لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . .
که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ؛ ” پدرت “را می پرستیدی . . .

---------------------------------------------------

مادر را خدا آفرید تا از خودگذشتگی را معنا کند .
به سلامتی همشون . . .

---------------------------------------------------

پیشتمی حاجی شهر ، پینه بسته
دستان پدرم نیز همینطور !
بزرگتر که شدم ، تازه فهمیدم ، پدرم با دستانش نماز می خواند !
به سلامتی همه پدرها . . .

---------------------------------------------------

کاشکی راه رفتن رو یادم نمی گرفتم تا واسه همیشه مجبور میشدم دستانت را در دست بگیرم . . .

---------------------------------------------------

یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها با برادرم یواشکی بابامو نگاه می کردیم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود .
من و برادرم حسابی به این کارش می خندیدیم چون می گفتیم ما که هم جارو داریم ، هم جارو برقی.
چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم . . .

---------------------------------------------------

بعضی وقتا دلم واسه مامانم می سوزه . . .
وقتی میام تو اتاقم و غرق دنیای مجازی میشم واون تنها نشسته تلویزیون می بینه . . .
چه نسل بی عاطفه ای شدیم ما :cry:

---------------------------------------------------

به سلامتی پدری که در کهنسالی با اینهمه درد و بیماری ، وقتی می بینه هیچکس دردشو باور نداره ، با خودش میگه ” حتمأ ” من خوبم ” و سعی میکنه با کمر خمیده و پای لنگش ادای آدمای سالمو در بیاره .
قدرشونو بدونیم تا وقتی هستند . زمان خیلی زود ” دیر ” میشه !!!

---------------------------------------------------

چقدر پیر شده ای مادر  :(
اما لبخندت مثل همیشه است ، بخند که خنده های تو قشنگ است . . .

---------------------------------------------------

در خانه باز شد ، کودک شادمان به سمت در دوید ، مرد باز هم دست خالی به خانه آمده بود . کودک نگاهی به چشمان شرمسار پدر انداخت . سپس دستان پدر را گرفت تا دیگر خالی نباشد . . .
به سلامتی اون بابایی که نمیخواد شرمنده خونوادش بشه
به سلامتی اون بچه ای که نمیخواد شرمندگی پدرشو ببینه . . .

---------------------------------------------------

ادعای عشق می کنیم
و فراموش کرده ایم
رنگ چشمان مادرمان را !

---------------------------------------------------

داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه . . .
اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا . . .
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه . . .
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . .
تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی . . .
اینجا نوشته چهار حرفی . . .
ولی تو که حرف نداری . . . !!!

---------------------------------------------------

پسرم بزرگ شدی / لالایی هام یادت نره
چه قدر برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
چقدر نوازشت کنم / تا تو به باور برسی
این دو تا دستای منه / تو اون روزای بی کسی
وقتی مامان قصه هات / خم شده پیش روی تو
اگه چروک صورتم / می بره آبروی تو
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
اون که تو اوج خستگیش / خنده رو لباش بودی
شب که به خونه می رسید / سوار شونه هاش بودی
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
لالا لالا گلکم / لالایی کن دلبرکم
خواب پریشون نبینی / ای غنچه بانمکم
لالا لالا گلکم / لالایی کن پسرکم
چشماتو گریون نبینم / گریه نکن دردونکم
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
مامان اگه دلش پره / از دست دنیا دلخوره
امون زندگیش تویی / وقتی که غصه میخوره


برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط یاس در تاریخ 1394/8/15 و 20:30 دقیقه ارسال شده است

یاس

انقد گریه کردممممممممممممممم
خسته شددددددددددددم

این نظر توسط در تاریخ 1394/1/10 و 15:06 دقیقه ارسال شده است

واقعازیبابود..

گریم گرفت..

این نظر توسط طاهره در تاریخ 1393/12/13 و 14:46 دقیقه ارسال شده است

طاهره

خیلی قشنگ بودن واقعا دلتنگ پدرم بودم
پاسخ :

این نظر توسط ندا در تاریخ 1393/12/6 و 14:04 دقیقه ارسال شده است

ندا

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود

این نظر توسط فاطمه در تاریخ 1393/11/26 و 20:30 دقیقه ارسال شده است

فاطمه

عالی بود و کمی غمگین

این نظر توسط شاهزاده در تاریخ 1393/10/7 و 19:14 دقیقه ارسال شده است

شاهزاده

خیلی قشنگه . مرسی


این نظر توسط baran در تاریخ 1393/7/23 و 8:51 دقیقه ارسال شده است

baran

مادر ای آرامش روح وروان
ای زپاکی همچو برگ ارغوان
ای طراوت بخش دشت عاطفه
باغ سرسبز دلم را باغبان
مرهم جانی و تسکین بخش یاد
ازوجودت خستگی هارا بران
عشق در نامت هویدا میشود
مهرتو در سینه ها مان بی خزان
بی تو در تردید ها گم می شوم
ناجی و غمخوار من با من بمان
تو طلوع بی غروبی در بهشت
بوسه بر دستت زنم تا بی کران

این نظر توسط در تاریخ 1393/6/16 و 22:13 دقیقه ارسال شده است

خیلی زیبا
پاسخ : x:

این نظر توسط katy در تاریخ 1393/6/16 و 22:01 دقیقه ارسال شده است

katy

وای خیلی قشنگ بودن.میسی

این نظر توسط fatemeh در تاریخ 1393/1/30 و 18:57 دقیقه ارسال شده است

fatemeh

از مطالب قشنگتون ممنون


برای دیدن نظرات بیشتر روی شماره صفحات در زیر کلیک کنید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی