close
تبلیغات در اینترنت
اس ام اس های احساسی و غمگین آذر 92
عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر عنوان عکس اسلایدر
نویسنده:
تاریخ: 28 / 09 / 1392
دسته:
بازدید: 458

http://up.lifesms.ir/up/lifesms/Azar_92/ghamgin_2.jpg

 

تنها یک حرف مرا آزار میدهد ، حتی یک کلمه هم نمیشود
تنها یک حرف مرا هر روز غمگین تر میکند …
همان یک “ن” که در ابتدای “بودنت” نشسته است !
----------------------------------------
با دستان خالی از دنیا خواهم رفت …
نباید نگران باشم چون حداقل با دلی پر میروم !
----------------------------------------
در زندگی گفتن دو چیز بسیار سخت است :
اولین سلام و آخرین خداحافظی !
----------------------------------------
گفتم غم تو دارم
چیزی نگفت و بگذشت
حافظ خوشا به حالت
یارم گذشت و یارت
گفتا غمت سرآید
----------------------------------------
انقدر زمین خورده ام که رنگ آسمان را فراموش کرده ام
بوی خاک میدهند تمام ارزوهایم !
----------------------------------------
گفتند فراموشش کن آرام میگیری …
فراموشش کردم اما کمی قبر تنگ است !
----------------------------------------
رفته ای و من هر روز به موریانه هایی فکر می کنم که آهسته و آرام گوشه های خیالم را می جوند
تا “بی خیال” نشده ام برگرد !
----------------------------------------
آری که چه بی رحمانه آمده است که بماند برای همیشه ، غم تو در دل من …
----------------------------------------
دنیایی که در آن تو نیستی ، ارزش نفس کشیدن ندارد …

----------------------------------------
هر شب آب نمک قرقره می کند
گلو درد دارند چشم هایم !
----------------------------------------
گاهی یه جوری میشکننت که وقتی تیکه هاتو به هم میچسبونی یه آدم دیگه میشی !
----------------------------------------
سخت است اینکه نمرده باشی و از تو بخواهند گورت را گم کنی !
----------------------------------------
خیلی از خودش خوش قول تر است … خیالش را می گویم که یک عمر است زودتر از خودش آمده سر قرارمان !
----------------------------------------
هیچکس نمی داند چقدر جای شادی بی سبب در دلم خالیست !
----------------------------------------
گله نکن آدم برفی
من اگر به تو نزدیکتر شوم دلِ سوخته ام آبت میکند !
----------------------------------------
چیزی نیست که مرا سر شوق بیاورد جز تو ؛ ولی تو هم که نیستی !
----------------------------------------
بی تو هر شب از خواب هایم صدای گریه می آید !
----------------------------------------
عشق مثل یه دزد آروم و ساکت وارد قلبت میشه تا به خودت میای میبینی صاحب خونه شده ولی … ولی امان از وقتی که بخواد بره ، طوری درو پشت سرش میکوبه که چهارچوب دلت فرو میریزه و تو میمونی و یه ویرونه !
----------------------------------------
حرفت که می شود با خنده می گویم : یادش بخیر ، فراموشش کردم …
اما نمی دانند هنوز هم کسی اشتباه تماس می گیرد سست میشوم که نکند تو باشی !
----------------------------------------
چقدر دلم تمام شدن می خواهد
از آن تمام شدن هایی که بشود نقطه سرِخط و آنگاه دیکته تمام شود و من دیگر آغاز نشوم !
----------------------------------------
صفحه های تقویم مرا یاد گذر زمان می اندازند !
نمیدانم ، پس کی زندگی شروع می شود ؟
----------------------------------------
دستم به تو نمیرسد ، ستاره شبهای من
اما نگاهم هر شب ، آسمان تو را در آغوش میگیرد !!!
----------------------------------------
شبیه خاکستر سیگار پیرمردی شده ام که آلبوم عکسهای قدیمی اش را با حسرت ورق میزند و هر از گاهی دستی به عکسی میکشد و نگاهی در آینه به موههای سپیدش میکند !
میخندد و لبخند بر صورتش میخشکد و میگرید و میمیرد …
----------------------------------------
در نبود تو برگ زردی شده ام میان برگهای سبز
تاب طعنه تابستان را ندارم ؛ کاش کاری کنی پاییز بیاید !
----------------------------------------
شب که میشود ، شروع میشوند ، ای کاش های من …
----------------------------------------
از ماجرای عشقت رو سفید بیرون آمدند ، موهایم …
----------------------------------------
فریب خنده هایم را نخور
من سالهاست که در خفا گریه میکنم !
----------------------------------------
فرقی نمی کند تقویم زمستان است یا بهار …
بی تو هیچ زمانی قشنگ نیست !
----------------------------------------
این روزها آنقدر بغضم سنگین شده که اگر گردنم را هم بزنی به جای خون اشک می ریزد …
----------------------------------------
تلخ منم همچون چای سرد که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی
تلخ منم ؛ چای یخ که هیچکس ندارد هوسش را …
----------------------------------------
من درگذشته ام در گذشته ام !
----------------------------------------
بینِ مرگ و زندگی جاییست که من سالهاست به آن پناه برده ام ! ســـــکـــــوت …
----------------------------------------
هوا اینجا کمی دلگیر است ، آنجا را نمی دانم
اینجا ترس فراموش کردنت مثل خره تمام جانم را پر میکند ، آنجا را نمیدانم
اینجا جای خالیت به وسعت یک جهان است ، آنجا را نمیدانم
ای کاش برای تو هم تفاوت بین “اینجا” و “آنجا” فقط یک “ی” باشد …
----------------------------------------
تلخ بود فراموش کردن کسی که با او همه چیز شیرین میشد …
دل کندن از او برایم آسان نبود‎ !
----------------------------------------
اشک های گستاخ !!! گونه های من جای لیز خوردن نیستند ، آرامش صورتم را برهم نزنید !
----------------------------------------
چه گره ی کوری به زندگیَت انداخته ام که فقط “من” باید از سرت باز شوم ؟؟؟
----------------------------------------
به تو که فکر میکنم
بغض می آید
اشک می آید
دلتنگی می آید
به تو که فکر می کنم مهمانی عجیبی به راه می افتد !
----------------------------------------
خواستم هر چیزی را که بوی تو میداد بسوزانم ولی افسوس جانم آتش گرفته …
----------------------------------------
شبگردی می کنم اما صدای نفسهایت را از پشتِ هیچ پنجره و دیواری نمی شنوم
آسوده بخواب نازنینم ، شهر در امن و امان است ، تنها خانه ی من است که در این شهر در آتش میسوزد !
----------------------------------------
دیوانه ات میکنند مسئله هایی که در ذهنت به جای اینکه حل شده باشند ، ته نشین شده اند !!!


برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی