close
خرید vpn

نوستالژی و خاطرات جالب و خنده دار دوران مدرسه شهریور 93

  شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود از اختلاص هم جرمش بیشتر بود ! وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود…

دلنوشته،کپشن | lifesms.ir
جدیدترین پست هاNEW!
  1. من عاشق هنر بودم...
    ارسالی سه شنبه 16 آذر 1395
  2. چگونه اینقدر بی منی؟
    ارسالی سه شنبه 16 آذر 1395
  3. در قفس سکوت نشانده ام...
    ارسالی دوشنبه 15 آذر 1395
  4. شهری که تو را ندارد...
    ارسالی دوشنبه 15 آذر 1395
  5. زندگی می‌گفت...
    ارسالی یکشنبه 14 آذر 1395
  6. آرزو کُنمت...
    ارسالی یکشنبه 14 آذر 1395
  7. شب گهواره‌ای ‌ست...
    ارسالی شنبه 13 آذر 1395
  8. دستهایت بیماری سختی بود...
    ارسالی شنبه 13 آذر 1395
  9. شمال یا جنوب؟
    ارسالی جمعه 12 آذر 1395
  10. جهان را...
    ارسالی جمعه 12 آذر 1395
×
اطلاعیه سایتی نو و متفاوت...
تبلیغات

http://up.lifesms.ir/up/lifesms/shahrivar_93/nostalejik_school.jpg

 

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود

از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !

وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :

یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه

از معلمین و مدیر و معاونیین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :

“پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون”

خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟

مگه هندونس ؟!

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که

زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!

افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه

از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم

الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم

گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

سلامتی اونی که همیشه یا بیرون کلاس بود

یا تو دفتر مدرسه فقط به عشق اینکه خنده رو لب دوستاش بنشونه

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم

درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر، پشت دفترای قدمیم مدرسه؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه:

“تعلیم و تعلم عبادت است”

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

“بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید خونه ، معلمتون نیومده”

جالب اینجاست که اون یه ساعتی که زود میومدیم خونه یه حس و حال عجیبی داشتیم ،

اصن اون یه ساعت معادل ۱۰سال بود !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

شما یادتون نمیاد

اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود

ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس

ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر اوج خوشحالیمون این بود که شیفت صبح بودیم

و پنجشنبه ساعت ۱۲ تعطیل میشدیم ،

شنبه هم چون بعد از ظهری بودیم ساعت ۱۲ میرفتیم ؛

اوج ناراحتیمونم میشد عکسش !!

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر دبستان که بودیم هرچی می پرسیدن

و می موندیم توش ، می گفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادتون میاد ؟؟؟

نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو

که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد …

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد

خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم …

همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست

بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

اولی ها شلخته دومی ها پاتخته سومی ها پلیسن چهارمی ها رئیسن پنجمی ها رفوزه یه وری میرن تو کوزه کوزه که در نداره ، باباش خبر نداره وقتی که در دار شد باباش خبر دار شد…!
یاد دوران مدرسه بخیر…
... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !

بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو … من که حلالشون نمی کنم !

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

مدرسه که میرفتیم هر وقت نوار چسب کم می آوردبم از جلد دفتر یا کتابمون میکندیم :)

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

لامصب جواب نصف سوال های جغرافی این بود:

آب کافی،خاک حاصل خیز و آب و هوای مناسب :|

دینی رو که نگو!!!!

دینی کلا جوابش میشه ایمان تقوا عمل صالح :|

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

نبوغ و نقشه هایی که من در فرار کردن از مدرسه داشتم مایکل اسکوفیلد توی فرار از زندان نداشت من حیف شدم!

31 / 06 / 1393 1297 بازدید
درحال تکمیل +